برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
از بس خیلی وخته نرفتم نون بخرم و نون نداشتم خواب یه عالمه نون دیدم که گرفتم تو دستام و با ذوق میزارمشون تو فریزر ! خیلی دلم میخواست بخورمشون ! ولی مال من نبودن :|
خدایا یه قدرتی به من عطا فرما که از حالت تنبلی در بیام و برم بیرون و کارت ورود به جلسه ، چیپس ، بیسکویت ، تن ماهی و نون بخرم -_-
مخصوصا نون! چون چند متر دورتره اینو نمیرم بگیرم همیشه :|
و چرت و پرت نخرم و اخرش نفهمم چجوری تمومشون کردم :/
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
تصمیم گرفتم دیگه چیزی برام مهم نباشه ^^ چیزی ناراحتم نکنه
اهنگمو گوش بدم و خوشحال باشم فقط =))
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
گفتم نخونمش شاید خواب دارم میبینم ! ولی اونقد قشنگ بود که نتونستم نرم سراغش
اخرشم دیدم خوابه واقعا :|
با نفرت بیدار شدم ینی
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
من نه کتاب میخرم
و نه درس میخونم
باز انتظار دارم نمره هام خوب شه :|
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
عاغا
من اومدم خونمون بعد از قرنی ... چه اومدنی اونم :| یهو وسط امتحانام ! آخه دیگه داشتم اذیت میشدم -_- برا گرگان موندنم دلیل داشتم .. که اون دلیله دیگه داشت کمرنگ میشد و این اعصابمو خورد کرده بود واسه همین خیلی یهو .. پا شدم اومدم ولی دلم هنوز اونجاس خخخ D:
اینارو ولش
این یکی دو روزه انقد سخت گذشت تابسسسسسستــونوووووو من چیکار کنم ؟؟؟؟
ازونجایی که تو رفتار مستقیم کمی تا قسمتی ناموفق بودم ، تصمیم گرفتم با روانش بازی کنم :))) یوهاهاها عایل نور لیو یو الووون
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
6 ماه دیگه 21 ساله میشم
باورم نمیشه
انقد بزرگ شدم :|||
حس میکنم دیگه باید بزرگونه رفتار کنم -_-
انیمیشن کمتر ببینم , خنگ نباشم , ادا بچه راهنماییارو در نیارم ، ساده نباشم ، با هر مسئله ای با شوخی و مسخره بازی برخورد نکنم , انقد نقاشیای بچگونه نکشم این ور اون ور ، قاطیه ادم بزرگا بشم ;|
عای دونت لایک تو بی سام وان لایک ذت -_- بات عای هو تو بی ! عااااح
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
چقد ذهنمو قبل امتحانا انقد درگیر کردم -_- شکی نیست که این ترم و قشنگ خراب میکنم ولی باس به خودم روحیه بدم و طبق گفته های کراش جان زود جا نزنم و نذارم افکار منفی جلومو بگیرن ^^ امروز و یکم غصه بخورم دیگه از فردا شروع میکنم به استادینگ :) خدایا سام هلپ !
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
من زندم
میخواستم بالا بیارم سر کلاس :| بسکه استرس داشتم
خداروشکر نوبت من نرسید D:
افتاد برا سه شنبه ^^ خوب شد ! الان فمیدم باید چطور ارائه بدم و دیگه زیاد استرس ندارم
همه ی بچه ها مثل خودم بودن .. با اینکه بعضیاشون دفعه ی اولشون نبود ^^
فقط خیلی بده که نوید دستشو میزاره زیر چونش و زل میزنه بت :/ همه خودشونو مشغول نشون میدن این یه نفر میشینه نگا میکنه :/ تو که سر کلاسام بزور میومدی الانم پاشو برو دیگه -_-
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
کمی رفتم تو فاز اهنگای رپ و امینم دارم گوش میدم :| خیلی خوبه
حس میکنم رپ شخصیت آدم و هم تغییر میده ! از فردا لش کردم و لوتی حرف زدم و فش دادم تعجب نکنین D:
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
اولین باریه که دلم نمیخواد خرداد تموم شه و سه ماه تعطیلیمون شروع بشه
ینی چهار تیر ما باید از هم خدافظی کنیم و هر کی بره شهر خودش ؟ -_-
یه اخلاقی پیدا کردم که وقتی رو یکی کراش دارم ، دیگه هیشششششکی به چشمم نمیاد :))
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
+ کراش آدم انقدددددد بیشعوووورر و عوووووضی و کصافطططط عاشغال نباشه :/ لعنتی خو من .... اه عیش
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
موندم باید دعا کنم درخواست مهمانی دو ترم به دانشگاه شهر خودتون اوکی شه و کلی موفق و خوشال بشی یا خودخواه باشم و خدا خدا کنم درخواستتو رد کنن و همینجا بمونی !
#Rz
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
کاش خودش اووووونقد عاشق کسی که الان باهاشه بشه تا از ما بکشه بیرون D:
Sorry for language-_-
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
بنظرم اصلا نباید عکس یادگاری گرفت
بعدا که برمیگردی نگاشون میکنی باز دلت همون روزارو میخواد و غصت میگیره
+ شاید بعضی عکسای قدیمیمو حذف کردم -__- نمیدونم هنوز
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح